

خانم هاترن، معلم هنر مدرسه در بین دانش آموزان محبوبیتی ندارد. چون خیلی سختگیر است و انتظار دارد که در کلاس هنر همه چیز مرتب و منظم سر جایشان باشد و دانش آموزان مانند یک شانه تخم مرغ به ردیف و پشت سر هم بنشینند و آن طوری نقاشی کنند که او می خواهد...

می یو پسر ۹ ساله ی یتیمی است که زن و شوهری او را به فرزندخانودگی می پذیرند. آن ها که از پسربچه ها بیزارند، با او بسیار نامهربان هستند و از او می خواهند که از جلو چشم ها آن ها دور باشد...

موش کوچولو در جنگل با روباه، جغد و مار رو به رو می شود. هر سه او را به خانه شان دعوت می کنند. موش کوچولو که می داند آن ها چه نیتی دارند ادعا می کند که با دوستش “گروفالو” قرار ملاقات دارد و هنگامی که از ظاهر ترسناک و غذاهای مورد علاقه ی او صحبت می کند، هر سه فرار می کنند. تا اینکه…

خرس اصلاً مهمان دوست ندارد. روی در خانهاش هم کاغذی چسبانده و رویش نوشته «ورود مهمان ممنوع». تا اینکه روزی یک موش کوچولوی سمج در خانه اش را می زند…

ماهی کوچولویی کلاه ماهی بزرگ را در خواب می دزدد و به جایی پر از گیاه و علف می رود تا مخفی شود. چون کلاه برای او بسیار مناسب است برای ماهی بزرگ خیلی کوچک او امیدوار است که ماهی بزرگ متوجه نشود. اما ماهی