

اگر یک روز همراه مادر به شهر بروید چه اتفاقاتی در انتظار شماست؟ اگر روزی دیگر همراه پدر به اردو بروید چه؟کتاب «فقط من و مامان / فقط من و بابا» دو داستان در یک کتاب است...

هاپو دوست دارد در کارهای باغبانی به پدربزرگش کمک کند. او دوست دارد باغچهای برای خودش داشته باشد. پدربزرگ او را راهنمایی میکند که چه بذری بکارد و چهطور از باغچهاش مراقبت کند.

من میتوانم به کره زمین کمک کنم. میتوانم حیاط خانه را پاکیزه نگه دارم. میتوانم بازیافت کنم. میتوانم شیر آب را ببندم و... ما میتوانیم دست در دست هم دنیا را نجات دهیم.

نویل پسر کوچکی است که به همراه خانواده اش به خانه جدید اسباب کشی می کند. هیچ کس نظر او را درباره ی اسباب کشی نپرسیده است. او حالا هیچ دوستی ندارد و تنهای تنهاست و بدترین بخش ماجرا هم همین است.

خرگوشک عاشق کتاب خواندن است اما دوستانش علاقه ای به خواندن ندارند و خواندن را کسل کننده می دانند. در یک روز بارانی که خرگوشک و دوستانش نمی توانند از خانه بیرون بروند، خرگوشک کتاب هایش را به آن ها امانت می دهد تا خود را سرگرم کنند. دوستانش پس بند آمدن باران هم چنان غرق داستان ها هستند...

ماهی کوچولویی کلاه ماهی بزرگ را در خواب می دزدد و به جایی پر از گیاه و علف می رود تا مخفی شود. چون کلاه برای او بسیار مناسب است برای ماهی بزرگ خیلی کوچک او امیدوار است که ماهی بزرگ متوجه نشود. اما ماهی

زرافهها چه جوری میخوابند؟ آن هم با آن گردن دراز بیقواره. از شاخه درختها کمک میگیرند؟ آن را حلقه میکنند؟ روشهای مختلفی را میتوان تصور کرد، اما فقط یکی از آنهاست که با عقل جور در میآید…

قورباغه یک روز پرنده ای در میان علف ها پیدا می کند که تکان نمی خورد. دوستانش هرکدام نظری دارند. خانم سگه معتقد است پرنده خوابیده است. اردک می گوید او مریض است و…